هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

142

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

محبت قرار مىداد . من از آنچه از وى ديدم گرفته شدم ولى سبب اين كار را نمىدانستم . از اينرو مادرم از پيامبر اجازه خواست مرا به خانه‌اش منتقل سازد تا پرستارى از مرا به عهده بگيرد . من در حالى كه از نامهربانى كه انتظارش را نداشتم مبهوت مانده بودم ، به همراه او رفتم . ( 1 ) راويان از او نقل مىكنند كه وى بيش از بيست روز در حال بيمارى در خانهء مادرش ماند تا بهبود يافت ، و هنوز چيزى از شايعات مربوط به خود نمىدانست . وى گمان مىكرد جوريه دختر حارث كه پيامبر در طى همان مدت با وى ازدواج كرده و زنى زيباروى و جذاب بود ، جاى او را در دل پيامبر گرفته است . ( 2 ) نويسندگان سيره مىگويند عبد الله بن ابى از اين رويداد بهره‌بردارى نمود و آن را وسيلهء ارضاى كينهء خود نسبت به پيامبر يافته براى فتنه‌انگيزى و آزار پيامبر پراكنده مىساخت ، و حسان بن ثابت و حمئه خواهر زينب دختر جحش همسر پيامبر و عوف ملقب به مسطح نيز او را در اين كار يارى مىكردند . زينب تازه با پيامبر ازدواج نموده بود . و با وجود زيبائى و خويشاوندىاش با آن حضرت جاى عايشه را در دل پيامبر نداشت ، و حمئه اخبار مربوط به عايشه را به على ( ع ) مىرساند و به گمان عايشه او را نسبت به اين مطالب شنوا مىيافت . ( 3 ) عايشه روايت مىكند : پيامبر ( ص ) پس از آنكه اين داستان مورد گفتگوى مردم قرار گرفت با گروهى كه اسامة بن زيد و على بن أبي طالب نيز در ميان آنان بودند دربارهء عايشه مشورت نمود . اسامه از عايشه به خوبى ياد كرد و به پيامبر تأكيد نمود كه عايشه از هر چه به وى نسبت داده شده دور است . ولى على بن أبي طالب - آنگونه كه عايشه مىپندارد - به پيامبر گفت : اى رسول خدا ، زن بسيار است شما مىتوانيد ديگرى را جايگزين او سازيد . وى افزوده است : على ( ع ) به پيامبر گفت از كنيزش پرسش كن ، او به تو راست خواهد گفت . پيامبر نيز بريره را خواست تا از وى پرسش كند . هنگامى كه بريره آمد على ( ع ) برخاست و ضربهء شديدى به وى زد و گفت